محل تبلیغات شما

_______________________________________________________________________

بهار ناتمام عدل

 

از تو می‌خواهم بگویم، حیف اما، از تو گفتن نیست سهم طبع لال من

چون نمی‌گوید کسی هرگز جوابی سبز ای مولا! به ابهام سوال من

از تو می‌خواهم بگویم، حیف اما، من نمی‌دانم تو را ای غربت ناطق

می‌تواند گفت آیا، بُغض‌های سربه مُهرت را شبی احساس کال من؟!

از تو می‌خواهم بگویم، ای بهار ناتمام عدل، ای گلبانگ آزادی

پرکشیدن تا تو اما نیست هرگز - حیف - در وسع پر و بال خیال من

از تو می‌خواهم بگویم یاعلی! ای مرد غربت نوش، ای تنهاترین تنها

از تو می‌خواهم بگویم، حیف اما، از تو گفتن نیست سهم طبع لال من!

رضا اسماعیلی

 

 

آمد بهارِ جان ها، ای دل بیا بخندیم

«ادبیات ضعف» در کجا ریشه دارد؟

من هم شبی به خاطره تبدیل می شوم

تو ,ای ,می‌خواهم ,حیف ,بگویم، ,اما، ,از تو ,تو می‌خواهم ,می‌خواهم بگویم، ,بگویم، حیف ,حیف اما،

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

قصه ی بهشت من متون های زیبا